X
تبلیغات
معلمی هنر است - مدارس الکترونیکی

معلمی هنر است

مدارس الکترونیکی

درباره ي تأثير فناوري اطلاعات و ارتباطات بر نظام آموزشي (و به طور خاص مدارس) دو رويكرد متفاوت وجود دارد. برخي معتقدند، اثر فناوري هاي جديد تدريجي است و صرفاً انتقال برنامه ي درسي سنتي را كارآمدتر مي سازد و در واقع، دسترسي به اطلاعات سريع تر مي شود. رويكردي ديگر معتقد است ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به مدرسه ها، هدف ها و ابزارهاي تعليم و تربيت را به طور اساسي تغيير مي دهد. از اين ديدگاه فناوري اطلاعات بر مرزهاي ساختاري نظام آموزش سنتي فايق مي آيد.

با اين كه موارد بالا از دستاوردهاي استفاده از فناوري اطلاعات است، با اين حال ساده لوحانه است اگر تصور كنيم ورود فناوري اطلاعات (در جلوه هاي متفاوت آن : اينترنت ، رايانه ، چند رسانه اي و ... ) به تنهايي باعث انقلاب آموزشي شود. اگر فرهنگ ياد دهي – يادگيري در نظام آموزشي تحول نپذيرد ، ورود فناوري هاي اطلاعاتي نه تنها تحولي ايجاد نخواهد كرد ، بلكه به تقويت سنت هاي محافظه كارانه ي آموزشي منجر خواهد شد. لذا تغيير در مدرسه سنتي به سوي مدرسه هوشمند نيازمند تغيير در نظام آموزش و پرورش كشور مي باشد و هيچگاه راه اندازي مدارس هوشمند ميسر نخواهد شد مگر ساختار نظام آموزش و پرورش تغيير يابد . اين امر نيازمند برنامه ريزي حداقل بيست ساله مي باشد. اين تغيير مي بايست قدم به قدم و با درايت و تفكر باشد.

دانشکده هاي مجازي و مدارس هوشمند عباس زارع فن آوري هاي اينترنتي، با سرعت چشمگيري در حال گسترش است و پديده «آموزش با تکيه بر فن آوري هاي اينترنتي » اکنون موضوع توجه و رقابت فزاينده بيشتر دانشکده ها و مدارس دنيا قرار گرفته است . بنا به پيش بيني «سازمان جهاني داده » ، در سال 2004، آموزش سنتي نسبت به آموزش نوين درصدي معادل 25 به 75 را خواهد يافت .

 

منظور از مدارس هوشمند چيست ؟

 

در سال 1984، ديويد پركينز و همكارانش در دانشگاه ها هاروارد، طرح مدارس هوشمند را به عنوان تجربه اي نوين در برنامه هاي آموزش و پرورش، با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات ارائه نمودند. اين طرح به تدريج در چند مدرسه اجرا گشت و بعدها تا حدوددي توسعه يافت، به طوريكه امروزه برخي از كشورهاي توسعه يافته در امر فناوري اطلاعات، همچون مالزي، از اين مدارس جهت تربيت نيروي انساني در برنامه هاي توسعه خود استفاده مي كنند. در تعريف اين نوع مدارس گفته شده اس كه مدرسه هوشمند يك مدرسه و محيط آموزشي فيزيكي است كه كنترل و مديريت آن مبتني بر فناوري رايانه و شبكه مي باشد و محتواي اكثر دروس الكترونيكي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن نيز هوشمند است ودر فرايند آموزش به تفاوت استعداد وتوانايي دانش آموز توجه مي شود . بنابراين مهمترين ويژگيها و خصوصيات اين مدارس عبارتند از :

الف) در مدارس هوشمند معلمان مي توانند با استفاده از بانكهاي اطلاعاتي و برنامه هاي نرم افزاري و غيره دروس جديدي را با توجه به نيازها و علائق دانش آموزان طراحي نمايند و يا اينكه دروس موجود را تغيير داده و اصلاح نمايند بنابراين محتواي آموزشي دروس در اين مدارس تا حدودي متفاوت با مدارس ديگر خواهد بود.

‌ب) دانش آموزان اين مدارس، خود سرعت يادگيري خود را تعيين مي نمايند. همچنين در اين مدارس، ساعات يادگيري محدود به ساعات مدرسه نيست و دانش آموزان در هر لحظه كه اراده كنند كلاسهاي دلخواهشان را از طريق برنامه هاي رايانه اي يا ارتباط از راه دور در اختيار خواهند داشت.

‌ج) نقش معلمان در اين مدارس تا حدود زيادي از آموزش و ارزشيابي دانش آموزان به پيگيري آموزش شخصي آنان تغيير مي يابد و در نتيجه فرصت و فراغت بيشتري براي پرداختن به برنامه هاي رشد و بالندگي حرفه اي خود (مطالعه، برقراري ارتباطات و تعاملات سازنده و مؤثر با مكاران، ارتقاء سطح علمي و بهبود مهارتهاي تدريس و ...) خواهند يافت.

‌د) در اين نوع مدارس دانش آموزان اغلب بجاي كيفهاي مملو از كتب حجيم، با كامپيوترهاي كيفي (lab top) در سر كلاس درس حاضر مي شوند. به عبارت ديگر در اين مدارس علاوه بر مواد آموزشي رايج و كتابهاي درسي، انواع نرم افزارها و درس افزارهاي چند رسانه اي نظير cd و... مورد استفاده قرار مي گيرد.

‌ه) ارزشيابي از دانش آموزان در مدارس هوشمند به جاي اينكه در مقاطع و نوبتهاي فاصله دار (در پايان هر فصل يا هر ترم و ...) صورت پذيرد، همه روزه و به طور مداوم انجام مي گيرد و تعدادي از اين آزمونها هم به صورت on line واز راه دور مي باشند.

‌و) در اين مدارس دانش آموزان هنگام ورود و خروج از مدرسه، با كارت ديجيتالي كه در اختيار دارند، والدين خود را از ساعت آمد و رفت خود مطلع مي سازند(ارسال SMS ازطريق سيستم اتوماسيون مدرسه). والدين دانش آموزان نيز مي توانند با يك آموزش ساده به سيستم ارزشيابي مدرسه متصل شده و به اين وسيله از وضعيت وروند پيشرفت تحصيلي فرزند خود آگاهي يابند. معمولاً در اين مدارس روزانه در پايان ساعات كلاسي يك E-Mail از طرف مدرسه جهت آگاهي والدين از وضع تحصيلي فرزندانشان در آن روز، به آنها ارسال مي گردد.

‌ز) از آنجاييكه پاره اي از فعاليتهاي مرسوم در مدارس ديگر، در اين مدارس به كمك فناوري اطلاعات كاهش مي يابد، كميت و كيفيت تعاملات بين دانش آموزان، معلمان و والدين ارتقاء مي يابد و در نتيجة هم افزايي يا سينرژي حاصل از تعاملات اين سه گروه، امكان ايجاد شرايط يادگيري بهتر براي دانش آموزان فراهم مي گردد.

علاوه بر موارد فوق نكته اي كه درباره مدارس هوشمند حتماً بايستي مورد توجه قرار گيرد توجه به اين مطلب است كه فناوري اطلاعات در واقع به معناي فن بهره برداري از انديشه‌هاي انساني است كه با سپردن امور شناخته شده، تكراري و غيرخلاق به ماشين از طريق خودكارسازي عمليات، انديشه هاي انساني را در جهت مكاشفه در ناشناخته ها آزاد مي سازد. بنابراين نبايد به اشتباه اينگونه تلقي گردد كه در مدارس هوشمند، تكنولوژي جاي افراد و اشخاص را مي گيرد بلكه همچنانكه پيتر دراكر(P.Drucker) نيز گفته است «كار يدي جاي خود را به كار دانشي مي دهد، اما نقش تعيين كننده انسان به عنوان حاكم سازماني همچنان برقرار و مستدام خواهد ماند» , و بنابراين استفاده از تكنولوژيهاي مذكور تنها به عنوان ابزاري در جهت رسيدن به هدف آموزش و تعليم و تربيت كارآمدتر و متناسب با آهنگ فزاينده تغييرات در دنياي حاضر مي باشد.

 

 

مدارس هوشمند، مدارس هزاره سوم

                                                                   

پيش‌‌‌‌‌درآمد تحولات علمي در سال‌‌‌‌‌هاي اخير به خصوص در زمينه فناوري اطلاعات لزوم تجديدنظر در امر آموزش و پرورش را صد چندان نموده است تا بتوان از اين طريق همگام با تحولات علمي و اطلاعات هزاره جديد حرکت نمود. ز جمله تحولاتي که در برخي از کشورها به منظور پاسخگويي به نيازهاي به وجود آمده در عصر فناوري اطلاعات روي داده است، معرفي مدارس هوشمند است. در نوشتار حاضر سعي شده است با استفاده از منابع مختلف که عمدتاً سايت اينترنتي مدارس هوشمند مالزي و دانشگاه ‌‌‌‌‌هاروارد مي‌‌‌‌‌باشند، مباحثي چند جهت معرفي اين مدارس تهيه گردند. بنابراين اين نوشتار درصدد معرفي مدارس هوشمند کشور خاصي نمي‌‌‌‌‌باشد بلکه همانطور که قبلاً گفته شد صرفاً جهت معرفي اين مدارس، مباني و اهداف آن‌‌‌‌‌ها تهيه شده است. مقدمه مدارس هوشمند بر پايه ديدگاه‌‌‌‌‌هاي نويني استوار هستند که فوايد آن نه تنها متوجه مدارس خواهد شد بلکه تجارب واقعي زندگي را در اختيار دانش‌‌‌‌‌آموزان قرار خواهد داد. در قرن بيست و يکم دانش‌‌‌‌‌آموزان به جاي کيف‌هاي مملو از کتب حجيم با کامپيوترهاي کيفي سر کلاس درس حاضر خواهند شد که امکان دسترسي آن‌‌‌‌‌ها به اطلاعات نامحدود را فراهم خواهد ساخت. امتحانات از طريق رايانه برگزار خواهد شد و دانش‌‌‌‌‌آموزاني که به علت بيماري نتوانند در کلاس درس حاضر شوند، قادر خواهند بود در منزل از طريق رايانه درس‌‌‌‌‌هاي خود را دنبال کنند. تاريخچه پيدايش در اوايل سال 1996، وزارت آموزش و پرورش کشور مالزي درگير بحث عمومي در قالب يک طوفان مغزي گرديد. در اين طوفان مغزي، بازنگري به مفهوم و راه‌‌‌‌‌اندازي مجدد نظام آموزش و پرورش مالزي مطرح گرديد. نظام آموزش و پرورش مطلوب، به نظامي گفته مي‌‌‌‌‌شود که حاصل آن افرادي است که در سطوح مختلف هوشي، روحي، عاطفي و جسمي از تعادل و هارموني و اعتقاد به خدا و ايثار براي خدا برخوردار باشند. حاصل چنين تلاشي شهرونداني خواهد بود که از دانش کافي و استاندارد اخلاقي، مسئوليت‌‌‌‌‌پذيري و توانايي در جهت رسيدن به هر سطحي از رفاه شخصي، همچنين مشارکت در ايجاد تعادل در خانواده، جامعه و تمامي هم‌‌‌‌‌ميهنان خود برخوردار باشند. ويژگي‌‌‌‌‌هاي مدرسه هوشمند در مدرسه هوشمند فلسفه آموزشي بر اين موضوع تأکيد دارد که هر کس بيشتر توانايي دارد مي‌‌‌‌‌تواند بيشتر ياد بگيرد. در مدرسه هوشمند برنامه آموزشي طوري طراحي مي‌‌‌‌‌گردد که تمامي نيازهاي و توانايي‌‌‌‌‌هاي متفاوت و دانش‌‌‌‌‌آموزان را پوشش دهد. در مدرسه هوشمند، محيط مدرسه مشوق يادگيري است. در مدرسه هوشمند ارزيابي به صورت مستمر صورت مي‌‌‌‌‌گيرد و آموزش مطلوب را پشتيباني مي‌‌‌‌‌کند. مديران و معلمين با تجربه و حرفه‌‌‌‌‌اي در مدارس هوشمند از توانمندي‌‌‌‌‌هاي اولياء در جهت کمک به امر آموزش بهره‌‌‌‌‌گيري مي‌‌‌‌‌کنند. اهداف مدرسه هوشمند مدارس هوشمند داراي 5 هدف عمده و مهم هستند. دو هدف نخستين به فرد مربوط مي‌‌‌‌‌شود. تشويق دانش‌‌‌‌‌آموز به ارتقاي فردي از ريشه‌‌‌‌‌هاي عاطفي، روحي و جسمي. فراهم سازي فرصت‌‌‌‌‌هاي مناسب براي فرد در جهت رشد توانمندي‌‌‌‌‌هاي خود. هدف سوم به جامعه مربوط مي‌‌‌‌‌شود: توليد نيروهاي انساني متفکر که از سواد فناوري برخوردار باشند. چهارمين و پنجمين هدف به نظام آموزشي مربوط مي‌‌‌‌‌شود: آموزش و پرورش مبتني بر دمکراسي به گونه‌‌‌‌‌اي که همه افراد از کودکي از فرصت برابر در يادگيري برخوردار گردند.

 

کلاس ايده آل براي رسيدن به اهداف يادگيري ايده آل به يقين ميبايست فضاهايي کارکردي و متناسب با آن داشت. بسياري از فعاليتها و خواستها به طور سنتي در کلاس درس اتفاق ميافتد بنا بر اين لازم است به کلاس درس و ويژگيهاي آن توجه داشت. در سالهاي اخير بسياري از کلاسهايي که طراحي ميشوند بسيار بيش از نيازهي عام خود را بر آورده مي سازند. يکي از مسائل طراحي کلاس درس فراهم آوردن قابليتي در کلاسهاست به طوري که در عين حال که براي فعاليتهاي عمومي بچه ها و آموزش کلي آنها اختصاص داشته باشد بتواند تبديل به فضا هايي براي فعاليتهاي فردي آنها شود. درخلال زمان کلاس درس بايد شرايط کنترل و نظارت بر فعاليتهاي دانش آموزان از طرف معلم وجود داشته باشد.کلاسهاي درس ميبايست قابل انعطاف باشد مثلا با استفاده از پارتيشنهاي قابل حرکت بتوان به فضاهاي مورد دلخواه دست پيدا نمود. "سندرا هورن" در مصاحبه هاي مختلفي از معلمان در مورد يک کلاس درس اشاره به گلايه معلمان از تصميم هاي پيش گرفته شده طراحي از سوي معماران دارد. به اعتقاد اونقشه مدارس که امروزه بدون در نظر گرفتن خواستها و نيازها و يا حد اقل توجه اندک به آنها کشيده ميشود ميبايست با نظر و خواست کاربران نيز منطبق باشد وبعد از طراحي از سوي معمار به قضاوت معلمان گذاشته شود. امروزه معلمان به بيش از يک اتاق براي آموزش و يادگيري بچه ها نياز دارند بچه ها نيز نيازمند فضاهايي خلوت هستند که در عين حال نظارت از سوي معلم بتوانند احساس تعلق نسبت به مکان را پيدا نمايند اين فضا ها ميتواند گوشه هاي طراحي شده در کلاسها يا کمدهاي مخصوص آنها باشد تا احساس مالکيت آنها را نيز بيفزايد. ايده کلاسهاي قابل انعطاف در بسياري از موارد معارض با ذهنيتي از کلاس است که آنرا در تصور همگان يک چار ديواري مينمايد بنابر اين تغيير به سوي کلاسهاي قابل انعطاف بايد با هوشياري صورت پذيرد. اين کار نيازمند فهم درست از برنامه آموزشي مدرسه است در غير اين صورت نميتواند موفق باشد.در کلاسهايي که براي مقاطع ابتدايي طراحي مي شوند آزاذي عمل بيشتري وجود دارد اما در پايه هاي بالا تر که آموزش تخصصي بچه ها آغاز ميشود مسئله به اين راحتي نيست. براي پايه هاي بالا تر آموزشهاي تخصص هنر وعلوم و... نيازمند فضاهايي خاص است اما موضوع اساسي که بالا بردن ميزان کار آيي از طريق بهبود فضاست در اينجا نيز صادق است. در برخي از آموزشها نيز شايد ناچار به استفاده از کلاسهاي سنتي با ميزهاي رديفي و پشت سر هم باشيم. همه اينها وابسته به برنامه آموزشي ونحوه ارائه آن از سوي معلم است. "جيمز ديک" در مقاله اي با عنوان "کلاسهاي ال شکل" به اين موضوع اشاره ميکند که در گذشته هدف از آموزش بچه ها آماده کردن آنها براي زندگي در يک کارخانه بوده است و به همين دليل کلاسها نيز شبيه کارخانه طراحي ميشدند اما امروز هدف از کلاس و مدرسه تغيير کرده است. امروزه کلاسهاي درس بايد شريط يادگيري در گروه هاي کوچک را نيز فراهم آورند فضاها بايد قابل انعطاف و بر اساس نيازها باشند و نيز توسط معلم قابل مديريت و سازمان باشند. بر اساس نظر او و با توجه به ويژگيهايي که معرفي مينمايد طرح ال شکل براي اين مقاصد مناسب است.

در 200 سال گذشته منافع توسعه صنعتي و فناوريهاي پيشرفته جهان عمدتاً در خدمت كشورهاي غني بوده‌است. نسبت كشورهاي فقير به ثروتمند در سال 1800 ميلادي يك به سه و در سال 1990 به يك به 60 رسيده است.


در 200 سال گذشته منافع توسعه صنعتي و فناوريهاي پيشرفته جهان عمدتاً در خدمت كشورهاي غني بوده‌است. نسبت كشورهاي فقير به ثروتمند در سال 1800 ميلادي يك به سه و در سال 1990 به يك به 60 رسيده است. مدرسه الکترونيک

شبكه سازي بين تمام اجزاي تشكيل دهنده يك نظام گسترده بدون بكارگيري فناوريهاي مدرن اطلاعاتي و ارتباطي كه اصلي‌ترين آنها اينترنت است ناممكن است. فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات به ابزار و روشهايي اطلاق مي‌شود كه به نحوي اطلاعات در اشكال مختلف (صدا، تصوير، متن) جمع‌آوري، ذخيره، بازيابي، پردازش و توزيع مي‌كند.

فناوري هاي ارتباطي نيز ابزار و روش هايي هستند كه به منظور ايجاد ارتباط و انتقال پيام مورد استفاده قرار مي‌گيرند.. قابليت هاي فناوري هاي مدرن اطلاعاتي و ارتباطي (ICT) در ارائه خدمات بيشتر و بهتر شامل اطلاع رساني، آموزش، مشاوره و حمايت هاي تجاري و فني با استفاده از روش هاي مختلفي كه تنها با استفاده از اين فناوري ها مقدور مي‌شود مانند روش هاي غير همزمان ارتباط و گفتگو مانند گروه هاي خبري، پست الكترونيكي وكنفرانس هاي اينترنتي و يا روش گفتگو همزمان (Chat) لزوم استفاده از اين فناوري ها را نشان مي‌دهد.

اگر تا ديروز آموزش تنها از معلمان و مربيان سود مي‌برد و كتاب بعنوان اصلي‌ترين منبع اطلاعاتي در امر آموزش محسوب مي‌گشت. امروزه آموزش با روش ها و ابزارها و محيط هاي جديد ارتباطي روبرو شده است. پيشرفت هاي اخير در صنعت كامپيوتر و اطلاع رساني؛ ورود و ظهور شبكه‌هاي اطلاع رساني محلي، ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي به ويژه اينترنت؛ چند رسانه‌اي‌ها، فن‌آوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي، ابزارها و روش هاي جديد را پيش روي طراحان، برنامه‌ريزان و مديران و مجريان برنامه‌هاي آموزشي قرار داده است.

نفوذ فن‌آوريهاي جديد به مراكز آموزشي (از مدارس تا دانشگاه) و حتي منازل، روابط ساده معلمي و شاگردي را به طور كلي دگرگون ساخته است. به اين ترتيب الگوهاي سنتي يادگيري متحول شده‌اند و كاربران با حجم گسترده‌اي از اطلاعات و دانش مواجه هستند.در حال حاضر بسياري از كشورهاي پيشرو در زمينه ارتباط از راه دور، در حال ايجاد و راه‌اندازي مدارس، دانشگاهها و كلاسهاي الكترونيكي و به اصطلاح كلي آموزشهاي مجازي يا توسعه نظامهاي آموزشي سنتي خود هستند. ايجاد و راه‌اندازي اين مؤسسات فوايد بسياري از قبيل افزايش

تعداد دانش‌آموز، حذف بسياري از موانع فيزيكي وجغرافيايي، دسترسي سريع و مؤثر به منابع اطلاعاتي دنيا، امكان برقراري ارتباط بيشتر و گسترده تر بين معلمان و دانش‌آموزان ، جذب معلمان و اساتيد و نيروي انساني زبده و متخصص مورد نياز از سراسر دنيا، حذف يا كاهش موانع و محدوديتهاي دست وپا گير اداري مي‌باشد.

مدارس يا دانشگاههاي الكترونيكي يا بطور كلي آموزش مجازي از طريق امكانات كامپيوتري از طريق اينترنت محل مناسبي براي بروز استعدادها، خلاقيت و نوآوري خواهند بود. از مهمترين دستاوردهاي آن مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

- افزايش كيفيت يادگيري و آموخته‌هاي دانش‌آموزان و دانشجويان

- سهولت دسترسي به حجم بالايي از اطلاعات و دانشهاي موجود در جهان

- دسترسي سريع و به موقع به اطلاعات در زمان بسيار اندك

- كاهش برخي از هزينه‌هاي آموزشي

- بالا بردن كيفيت، دقت و صحت مطالب درسي و علمي

- ارتقاي علمي دانش‌آموزان و دانشجويان

مدرسه الکترونیکی چیست؟

این سوال همواره در ذهن تمام افرارد وجود دارد وقتی از مدرسه الکترونیکی صحبت می کنیم، منظور ما چیست؟ محیطی کاملا مجازی یا محیطی ترکیب از مجازی و حقیقی؟ البته واژه های بسیاری در کنار مدرسه استفاده می شوند مانند مدرسه های هوشمند، مدرسه های نسل آینده ، و همه و همه در این نکته با هم مشترک هستند. این که کم یا زیاد تمام این اشکال مختلف از مدرسه ها از فناوری اطلاعات و اینترنت استفاده می کنند.

شخصا در خصوص مدرسه، یعنی آن چیزی که در سن ۷ سالگی به آن وارد می شویم و در ۱۷ یا ۱۸ سالگی از آن خارج می شویم، هیچگاه یک نگاه کاملا مجازی نبوده و فکر می کنم در این سن که شخصیت افراد شکل می گیرد می بایست روابط اجتماعی نزدیک و کنترل شده ای وجود داشته باشد.

 یک مدرسه الکترونیکی را من به این شکلا تعریف می کنم، محیطی که در آ تمام ابزار های موجود و اینترنت برای آموزش دادن استفاده می شود. برای مثال یک مدرسه الکترونیکی می تواند سایت اینترنت کاملی نداشته باشد، آما در محیط مدرسه و کلاس ها از تمام ابزار های موجود استفاده شده باشد.

کلاس های الکترونیکی می بایست حتما کامپیوتر داشته باشند، ویدئو پروژکتور داشته باشند، امکان ارتباط دانشجویان با اینترنت در کلاس فراهم باشد. و از همه مهم تر مانند مدارس معمولی همراه داشتن CD تلفن همراه، Notebook و memory در انها ممنوع نباشد.

در یک مدرسه الکترونیکی باید حتما، مدیران و مدرسان وبلاگ های رسمی داشته باشند و برنامه ها و خبرهای مهم مدرسه را در آن ها به نقد و بررسی بگیرند و دانشجویان نیز بتوانند در این بحث ها شرکت کنند.

در یک مدرسه الکترونیکی می شود بسیاری از جزوات و مطالب درسی را که معلمات معمولا در کلاس دیکته می کنند بصورت الکترونیکی در اختیار دانشجو قرار داد تا معلم در کلاس بیشتر به بحث و بررسی و آزمایش و تحقیق در خصوص این گونه موارد بپردازد.

 در یک مدرسه الکترونیک باید شبکه بی سیم داشته باشیم تا دانشجویان بتوانند در کلاس کامپیوتر های خود را به شبکه و اینترنت وصل کنند، درس های را ببینند، تمرینات را انجام دهند و با همکلاس های خود ارتباط بر قرار کنند.

البته در مدرسه الکترونیکی به دلیل استفاده از فناوری اطلاعات برای برقراری ارتباط میان افراد، مواردی مثل گردش های گروهی، برنامه های مشترک غیر مجازی اهمیت زیادی دارند. برای مثال هر هفته باید یک برنامه ای که در آن از فناوری اطلاعات خبری نباشد پیاده شود و دقت کرد که روابط اجتماعی افراد در سن پایین دچار مشکل نشود.

 یک مدرسه الکترونیکی برای راه اندازی نیاز به امکانات و هزینه های فراوانی دارد اما در طول دوره آموزشی چون زمان استفاده از اساتید کم می شود و در بسیاری از برنامه ها دیگر نیاز نیست از اساتید بصورت تمام وقت برای آموزش استفاده شود. برخی از هزینه ها کم خواهد شد. اما نباید فراموش کنیم که یک مدرسه الکترونیکی هیچگاه مانند آموزشگاه های مجازی یا دانشگاه مجازی نیست که تفاوت زیادی میان هزینه ها و دریافتی ها داشته باشد و این موضوع کمک کند که شهریه دوره ها کاسته شود.

شاید در کل وقتی که نگاه می کنیم هزینه ای که دولت در این بخش پرداخت می کند که مدرسه های الکترونیکی از کیفیت بالایی برخوردار باشند در آموزش عالی و دانشگاه های مجازی است که پوشش داده می شود.

یک مدرسه الکترونیکی از نظر من باید خیلی دقیق بر روی روابط اجتماعی دانشجویان کارکند. برای مثال باید روانشناس داشته باشد. باید ورزش را جدی بگیرد. باید تحقیق و پژوهش را جدی بگیرد و دانش آموزان را بیشتر با محیط اجتماعی و سیاسی اطراف خود آشنا کند.

 در مدارس الکترونیکی نباید مجدودیت های فیزیکی برای تولید محتوا ایجاد کرد، به نظر من باید دانش آموزان را به تولید محتوا مشغول کرد و از محتوای تولید شده هر سال برای آموزش پایه در سال بعد استفاده کرد. باید فراتر از استاندارد ها عمل کرد و اجازه نداد استاندارد ها جلوی خلاقیت دانش آموزان را بگیرند.

مهمترين دلايل تاسيس مدارس هوشمند

مهمترين دلايل تاسيس مدارس هوشمند عبارتند از :

الف) امروزه به علت رشد فناوريهاي رايانه اي، سرعت نقل و انتقالات اطلاعاتي و مسأله انفجار دانش، اطلاعات و دانش به سهولت و سرعت مي تواند در اختيار همگان قرار گيرد و ديگر مانند گذشته مدرسه تنها چهار چوبي نيست كه معلم بخواهد دانش، مهارت و ارزشها را در آن به دانش آموزان منتقل كند بلكه چهارچوبهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و وسائل ارتباط جمعي در شكل پذيري پنداره هاي دانش آموزان نقشي تعيين كننده دارند. يكي از تبعات اين امر بالا رفتن سطح دانش متعارف دانش آموزان است كه هماهنگي با دوره هاي آموزشي را بر هم مي زند. در چنين شرايطي استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و انفورماتيكي در مدارس هوشمند، امكان به روز نمودن اطلاعات علمي معلمان و ارتقاء مهارتهاي تدريس ايشان را فراهم مي آورد به طوريكه آنها مي توانند با استفاده از امكانات موجود در اين مدارس برآورد صحيحتر و دقيقتري از دانش متعارف دانش آموزان كسب نموده و دوره هاي آموزشي و مطالب درسي را با دانش متعارف دانش آموزانشان هماهنگ سازند.

ب) از سوي ديگر برنامه هاي آموزشي در مدارس سنتي، اكثراً به صورت معلم محور بوده و با استعدادها، تواناييها، نيازها و شيوه هاي يادگيري دانش آموزان كه هر يك آهنگ مخصوص خود را دارد، متناسب نيستند. مدارس هوشمند به دليل برنامه هاي درسي انعطاف پذير، امكان تدريس با شيوه هاي نوين، داشتن طيف وسيعي از برنامه ها و روشهاي آموزشي و محوريت بخشيدن به نقش دانش آموز (با در نظر گرفتن تفاوتهاي فردي و توجه بيشتر به نيازها، علائق و استعدادهاي آنان) مي‌توانند در جهت از بين بردن و يا كاهش دادن اين شكاف آموزشي مؤثر و مفيد فايده باشند ودرواقع هر دانش آمئز بسته به استعداد خود مي تواند آموزش ببيند و يا به عبارت ديگر سيستم آموزش نسبت به استعداد دانش آموزان متغير است .

ج) جامعه اطلاعاتي آينده نيازمند افرادي است كه بتوانند فناوري اطلاعات را خلاقانه در جهت رشد و توسعه به كار برند، در اين عصر بي بهره مانده از دانش، بينش و مهارتهاي روز، به بيكاري، نابرابريهاي اجتماعي و در نتيجه پيدايش نارضايتي و تنش مي انجامد و مدارس هوشمند نيز عمدتاً در جهت تأمين اين نيازها برنامه ريزي شده اند چرا كه در اين مدارس دانش آموزان مي‌آموزند كه چگونه اطلاعات مورد نياز خود را از طريق شبكه هاي اطلاعاتي استخراج نمايند، چگونه در مورد آنها بينديشند و چگونه حاصل يافته هاي خود را در جهت حل مسائل و مشكلات خود و توسعه و پيشرفت جوامعشان به كار گيرند.

 

موانع موجود در راه به كارگيري موثر تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات

در نظامهاي آموزشي و توسعه مدارس هوشمند

 

اصولاً هر گونه تغيير و نوآوري در ابتدا با مخالفتهايي روبرو مي شود چرا كه از آنجاييكه نظم موجود را به هم مي زند و نگرانيهايي با خود به همراه دارد، نوعي مخالفت و مقاومت منفي را در انسانها بر مي انگيزد. مدارس هوشمند نيز از اين قاعده استثناء نمي باشد و طبيعي است كه عده از مردم و مسئولين (به ويژه مسئولان با سابقه و داراي تجارب سنتي)، به سادگي تسليم اينگونه برنامه ها نشوند. (علي الخصوص كه نگرانيهايي از قبيل احتمال عدم موفقيت دانش آموزان اين مدارس در كنكور، و امكان بروز مشكلات عاطفي و دلزدگي دانش آموزان نسبت به اين سيستم مدرسه اي جديد و اين شيوه از آموزشها و ... مطرح مي گردد.)

ناكافي بودن نيروي انساني متخصص و اموزش ديده، و كمبود منابع مالي و فيزيكي جهت تجهيز مدارس هوشمند به سيستمهاي رايانه اي و تجهيزات و ملزومات مورد نياز اين مدارس يكي ديگر از مشكلات موجود در زمينه توسعه مدارس هوشمند مي باشد. با اين وجود نمي توان اين عامل را مهمترين مانع بر سر راه تاسيس و توسعه اينگوونه مدارس دانست چرا كه نتايج مطالعات و پژوهشهاي انجام شده حاكي از ان است كه مسأله مهمتر ساختارهاي سازماني موجود در نظامهاي آموزشي، فرهنگ و توانايي به كارگيري از ابزارها و امكانات، شرايط محيطي و از همه مهمتر درك افكار عمومي از اين پديده است. به عنوان نمونه عملاً عدم وجود فرهنگ صحيح استفاده از فناوري اطلاعات در بين مردم و مسئولان و به ويژه معلمان و متوليان امر آموزش و پرورش، موانعي جدي را بر سر راه اشاعه و توسعه مدارس هوشمند پديده آورده است و بنابراين لازم است كه اينگونه مشكلات شناسايي گشته و بوسيله آموزشها و اطلاع رسانهاي مناسب در جهت رفع آنها اقدام گردد. در همين زمينه از آنجاييكه موفقيت هر گونه نوآوري آموزشي در آموزش و پرورش منوط به رضايت و پذيرش اين نوآوريها توسط معلمان مي باشد , بايد بوسيله آموزشهاي مناسب، مشاركت دادن معلمان در طراحي برنامه ها و استفاده از نظرات آنها در برنامه ريزيها، فرهنگ پذيرش و استقبال از كاربرد شيوه هاي نوين آموزشي را در آنان ايجاد نمود، در غيراينصورت طبيعي است كه معلمان احساس كنند كه اينگونه نوآوريها امنيت شغلي آنان را به مخاطره مي اندازد و آنها را به مثابه تجاوز به حيطه صلاحيت و تخصص خود قلمداد نمايند.

و بالاخره عده اي از صاحبنظران نيز بر اين باورند كه به دليل عدم بستر سازيهاي مناسب براي پياده سازي اصول اوليه مدارس هوشمند، راه اندازي اينگونه مدارس موفقيت آميز نخواهد بود و تنها در صورتي مي توان به موفقيت اين مدارس اميدوار بود كه فعاليتهاي دولتي و تعاملات بين دولت و شهروندان نيز به صورت الكترونيكي انجام شود و يا به عبارتي دولت الكترونيك پياده سازي شود.

 

 

ده اصل کليدي آموزش در مدارس هوشمند

1. مديريت به جاي مالکيت (اصل دسترسي) در روزگار جديد، داشتن اطلاعات، قدرت نيست. بلکه دسترسي به اطلاعات قدرت محسوب مي شود. همه عملکردهاي ما بايد به گونهاي تغيير يابد که فرآيند انباشت اطلاعات، به توانايي مديريت داشته ها و ورزيدگي درکسب و دسته بندي اطلاعات تبديل شود. 2. تحصيل به جاي تدريس (اصل تحصيل) فرايند فعلي آموزش، يکسويه و کند است. درمدارس هوشمند بايد به تدريج فرآيند «تدريس» به فرآيند «تحصيل » مبدل شود و دانشآموز، خود به کشف و استنباط مطالب بپردازد. 3. کايزن (اصل تغييرتدريجي) هيچ فرآيندي، دفعي و مطلق نيست و همه چيز در بازه هاي زماني به وجود مي آيد. لذا شرط لازم براي رسيدن به نقطه ي مطلوب، «درمسير بودن» و شرط کافي براي رسيدن به وضعيت مطلوب، «حرکت کردن» است. 4. مسلط بودن بر ابزار به جاي مقهور ابزار بودن (اصل سلطه تکنيکي ) مدارس هوشمند، مدارس «کامپيوتر محور» نيستند؛ بلکه مدارس «فهم محور» هستند. تمامي امکانات و تجهيزات تکنولوزيک بايد در خدمت عميق کردن فهم و دانايي دانش آموز باشد. فن آوري هاي نوين آموزشي، هدف نيستند؛ بلکه وسيله هستند. لذا ضروري است متوليان اداره ي مجموعه هاي هوشمند، به تناسب موقعيت، بر اين ابزارها تسلط داشته باشند. 5. جايگزين هاي مناسب به جاي وابستگي مطلق (اصل نفي تعلق) ابزارهاي پيشرفته، خالي از نقص و ضعف نيستند و هر مشکل پيش پا افتاده اي مي تواند در هر لحظه، دسترسي به آن ها را محدود و مسدود کند. لذا نبايد اسير و مسحور کامپيوتر شد و بايد آماده ي هر مسئله و مشکلي بود. بايد به فکر جايگزين هاي مناسب و فوري باشيم. 6. ايده ي پيشرفته به جاي ابزار پيچيده (اصل ايده محوري) ابزارهاي گسترش و تعميق فهم، تنها منحصر به فن آوري هاي پيشرفته نيست و هر وسيله ي ساده اي ممکن است ما را به اين هدف برساند. مهم طرح و ايده ي انجام کار است. 7. مربي به جاي معلم (اصل تربيت ) آموزش بايد از حالت تک بعدي خارج شود و جايگاه معلم از متکلم وحده به سوي مدير و مشاور و حتي همکار دانش­آموز تغيير يابد. کلاس درس نيز به اتاقِ داراي ميز و نيمکت محدود نمي شود و هر مکان و فرصت ديگري در مدرسه،کلاس درس خواهد بود. 8. انگيزش به جاي اجبار (اصل جستجو) اگر تلاش و حرکتي از سمت دانش آموز صورت نگيرد، عملاً فرايند «تحصيل» رخ نخواهد داد. دانش آموز بايد در جستجوي دانش و علم باشد. لذا ايجاد انگيزه ي يادگيري در دانش آموز از اولويت بالايي برخوردار است. 9. عمل گرايي به جاي نظريه پردازي (اصل توانايي محوري) ملاک ارزيابي دانش آموز در مدارس هوشمند، علاوه بر دانايي بايد بر توانايي متکي باشد. يعني لزوماً «بيشتر دانستن» ملاک «بهتر بودن» نيست؛ بلکه «بهتر به کار بستن» اصل است و داشتن حدنصاب دانش کافي است. 10. عدالت به جاي مساوات (اصل تناسب ) توجه به تفاوت سطح دانش آموزان و تعيين تمرين و تکليف و ارزيابي متناسب اهميت زيادي دارد.

 

بحث و نتيجه گيري

 

يكي از مهمترين ويژگيهاي عصر حاضر شتاب فزاينده تحولات علمي، تكنولوژيكي، اجتماعي و ... در آن است. در چنين زماني كه تنها پديده با ثبات تغيير و بي ثباتي است، جوامع انساني و سازمانها براي بقا، پويايي و ايجاد تحولات سازنده در آينده ناگزير از دستيابي به گرايشهاي نوين مي باشند چرا كه به گفته تافلر «تنها با بهره گيري خلاقانه از تغيير براي هدايت خود تغييرات است كه مي توان از آسيب شوك آينده در امان ماند و به آينده اي بهتر و انساني تر دست يافت .

از سوي ديگر تقريباً در همه جوامع از نهاد آموزش و پرورش انتظار مي رود كه ضمن باز آفريني در فرهنگ و انتقال از روشهاي ارزشمند پيشينيان به نسل آينده، سر منشا تغييرات و نوآوريهاي اجتماعي باشد، زيرا دستگاه آموزش و پرورش بنا به رسالت خود زيربناي اصلي شخصيتها و ديدگاههاي اجتماعي را پديد مي آورد و بنابراين اگر در اين راه كوشش و جديت متعارف را به عمل آورد، توقع و انتظار نوآوري در جامعه سهل تر خواهد بود. اين مطلب بدان معني است كه دستگاه آموزش و پرورش بايد بتواند علاوه بر هماهنگ نمودن خود با تحولات جامعه امروزي سمت و سوي دگرگونيها و تغييرات آينده را پيش بيني نموده و تغييرات را در جهت ايجاد تحولات مطلوب در آينده، هدايت نمايد.

در همين راستا يكي از رويكردهايي كه مي تواند در جهت پاسخگويي به نياز فوق در نظامهاي آموزشي مفيد واقع گردد و امروزه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته اجرا شده و يا در حال اجرا شدن است، گسترش استفاده از فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات در نظامهاي آموزشي و به تبع آن تأسيس و توسعه مدارس هوشمند است. اين گونه مدارس در واقع به نوعي اختراع فلسفه و مفهومي جديد از تعليم و تربيت بوده و با كنار گذاشتن يكسري از بازدارنده هاي سنتي، سعي در به كارگيري فناوري اطلاعات براي ارائه آموزش دارند. آموزش مؤثر در اينگونه مدارس مستلزم آن است كه دانش آموازن نقش هاي جديدي را در فرايند يادگيري بپذيرند، بدين ترتيب كه جستجوگران اطلاعات باشند، تا بتوانند در مورد ارزش اطلاعات وسيعي كه در شبكه جهاني اينترنت براي استفاده آنان موجود است به داوري و ارزشيابي بپردازند. در چنين شرايطي نقش معلم ها نيز از انتقال دانش و معلومات، به تسهيل گر فراينده يادگيري تغيير مي يابد، آنان نيز بايستي به گونه اي تلاش نمايند كه دانش آموزان اعتماد به نفس، راهبردهاي مديريت اطلاعات و مهارتهاي نفي لازم را كسب كنند تا بتوانند در زندگي روزمره و در محيط كار خود ابزارهاي فناورانه و ارتباط جمعي را با موفقيت راه اندازي كنند و مورد استفاده قرار دهند.

اما همچنانكه اشاره گشت مانند هر گونه نوآوري آموزشي ديگر در دستگاه آموزش و پرورش موانعي بر سر راه تأسيس و توسعه اين مدارس وجود دارد كه عمده ترين آنها مشكلات فرهنگي و ساختاري مي باشند. در 50 سال اخير خيلي تغييرات در زندگي بشري اتفاق افتاده است , شما اگر به اطراف زندگي خود نگاه کنيد شاهد اين مدعا هستيد اما متاسفانه کلاس هاي درس نسبت به 50 سال قبل هيچ تغييري نکرده است وهمچنان با تخته سياه وگچ آموزش انجام مي پذيرد . اگر براي مسئولان و متوليان امر، معلمان و مردم اين موضوع كه زمان تكرار شيوه هاي سنتي به اتمام رسيده است، قابل پذيرش نباشد در آن صورت هرگز شيوه هاي جديد نخواهند پذيرفت، زيرا زيربناي «تغيير دادن» و «تغيير يافتن» آمادگي و علاقمندي براي پذيرش آن است، در غير اين صورت تغيير لزوماٌ اتفاق نمي افتد، نتايج پيش بيني شده را به همراه ندارد و همواره با مقاومت و حالتهاي تدافعي افراد همراه است. نكته مهم ديگري كه بايستي در همين راستا مورد مداقه قرار گيرد آن است كه بدانيم فناوري ابزار است و بكارگيري كارآمد هر نوع فناوري از انديشه، فرهنگ و مناسبات عميق اجتماعي نشأت مي گيرد. بنابراين براي بهره گيري موثر و كارآمد از فناوري اطلاعات، به ويژه در توسعه آموزش نيازمند بهبود رويكردها، بازبيني سياست هاي آموزشي، سازمان دهي مجدد محتوا، بهسازي نيروي انساني، طراحي برنامه هاي درسي اثر بخش و تحول معيارهاي فرهنگي براي فراهم كردن همزيستي با فناوري نوين هستيم.

و بالاخره نوشتار حاضر را با فرمايش گرانسنگ حضرت امام صادق (ع) به بيان مي بريم كه فرموده اند «كسي كه بدون كسب هماهنگي و بينش اقدام به عمل كند رهرو بيراهه رويي را ماند كه شتاب حركت و سرعت سير وي، جز بر دوري از اهداف و مقاصدش نيفزايد.» هدف آموزش و پرورش در كشور ما رشد و پرورش همه جانبه (رشد عقلاني، جسماني، عاطفي و اجتماعي) دانش آموزان به گونه ايست كه ضمن التزام به ارزشهاي اسلامي، ملي و اخلاقي، به كمال بالقوه خويش نائل آمده، آگاه به مسائل روز جهان و مبتكر و توانمند در جهت حل مسائل و مشكلات خود و جامعه و ساختن آينده اي مطلوبتر باشند. در همين راستا ايده ي مدارس هوشمند و يا هر گونه نوآوري آموزشي ديگر در آموزش و پرورش در صورتي كه بتواند ما را در رسيدن به اين هدف ياري نمايد ارزشمند خواهد بود. رشد جوانان، توسعه آموزش و پرورش و توسعه ملي در گرو توجه خاص به نيروي انساني در آموزش و پرورش است اگر مي خواهيم آموزش معنا پيدا كند، خلاقيتها بارور گردد، بهره وري نيروي انساني بالا رود و اهداف و معيارهاي بالايي از عملكرد بدست آيد، بايد تحولي فكري و تعهدي اخلاقي در قبال مأموريت جديد آموزش و پرورش در جهان متحول امروزي و قرن نامطمئن آينده در تك تك آحاد و مسئولان و مجريان آموزش و پرورش كشور به وجود آيد . كاربرد تكنولوژيهاي جديد در سيستم آموزش و پرورش ما اميد كارآيي كلاسها را افزايش مي دهد و ايجاد شيوه يادگيري مداوم در دانش آموزان و يادگيريهاي رسمي و غيررسمي خارج از كلاسهاي درس را ممكن مي سازد. بنابراين لازم است كه با فراهم آوردن هماهنگي هاي لازم و تمهيدات كافي در اين رابطه، زمينه بهره مندي نظام آموزشي كشورمان را از منافع اين گونه فناوريهاي نوين، ايجاد نماييم.

با اميد آن که با گسترش و اجرايي شدن طرح اينگونه مدارس در سراسر کشور، شاهد حرکت سريع و پويا به سمت هوشمند شدن واقعي آموزش در ايران عزيزمان باشيم. کيفيت واقعي آموزش زماني محقق مي شود که بتوانيم هر دانش آموز را به آن نسبت که توانايي، استعداد و علاقه دارد به سمت بهترين مسير و جهت در زندگي هدايت کنيم. آموزش و پرورش ما بايد از روزمرگي خارج شود تا دغدغه¬هاي والاي تربيتي، مجال به عرصه عمل درآمدن پيدا کنند.

+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 6:36  توسط moallem90  |